سلطان محمد مطربي سمرقندي
234
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 41 » ] امانى بدخشانى [ پس از 1016 ق / 1607 م ] امانى بدخشانى ، از شعراى معتبر مشهور است . طبع خوب داشته و نزد ميرزا ابراهيم بن شاه سليمان شاه ، معزّز بوده . معاصر مولانا مشفقى است و اين غزل را بسيار نيكو گفته است : غزل : گر نيم مايل رخسار تو حيرانى چيست ؟ * ور ندارم سر زلف تو پريشانى چيست ؟ گر نه چون شمع به سوداى غمت مىسوزم * غنچهسان در دلم اين آتش پنهانى چيست ؟ گفتم اى دل به تو صد بار كه عاشق نشوى * چون شدى عاقبت الامر پشيمانى چيست ؟
--> ( 41 ) . امانى بدخشانى كه پس از 1016 قمرى / 1607 ميلادى درگذشته ، شاعرى ايرانى بوده است . از زندگانى وى آگاهى چندانى نداريم جز اينكه نوشتهاند وى از اميران قزلباش بوده و در بدخشان مىزيسته و به دو زبان فارسى و تركى شعر مىسروده و نسخهاى از ديوان وى در 8000 بيت شامل قصيده ، مثنوى ، غزل ، قطعه ، رباعى و ترجيعبند به شمارهء ( 2827 . ro ) در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، موجود است 2500 بيت از غزلهاى امانى به تركى است . بخشى از قصايد و ترجيعات او در ستايش امامان شيعه و بخشى در مدح شاه تهماسب يكم صفوى ( 930 - 984 ق ) است . در دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، دو شاعر به نام امانى ثبت شده كه به احتمال قريب به يقين هردو نفر يكى هستند و جالب است كه صفحات مدارك داده شده نيز يكى است و هردو به مطربى سمرقندى ارجاع شده و در اين تذكره نيز ، فقط يك امانى وجود دارد : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 151 ؛ گنج بدخشان ، ذيل امانى بدخشانى ؛ ضميمهء فهرست نسخههاى خطى فارسى موزهء بريتانيا ، ص 199 ؛ تاريخ ادبيات در ايران ، 5 / 2 / 881 - 883 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 139 - 140 ، در بسيارى از منابع اين غزل را به ميرزا امان اللّه امانى ملقب به خانزمان فرزند مهابتخان نسبت دادهاند كه از شعراى هند و از امراى شاهجهان است . نك : مآثر الامراء ، 1 / 740 به بعد ؛ بهارستان سخن ، ص 485 - 487 ؛ عرفات العاشقين ذيل امانى ؛ نتايج الافكار ، ص 46 - 47 ؛ تذكرهء ميخانه ، ص 765 - 768 ؛ تذكرهء نصرآبادى ، ص 59 ؛ تاريخ ادبيات در ايران صفا ، 5 / 1 / 476 - 478 ؛ بدايع الوقايع ، 2 / 186 ، 255 ، 291 - 293 ، 336 ؛ شمع انجمن ، ص 27 ؛ گلزار جاويدان ، 1 / 134 ؛ طبقات اكبرى ، 2 / 517 .